کاش
نبود
کاش در کار جهان این همه بیداد نبود
دل ما را ز غم و رنج و الـم یاد نبود
کاش هـر زاهـد آلوده به نیـرنگ و ریا
در کلاس من و ما عالم و استاد نبود
کاش آنکس که می از خون رفیقان میریخت
از مکافات جهان یکسره آزاد نبود
کاش در پهنه عشق این سخن پر غم مهر
حسرت دل به دفترچه ی فرهاد نبود
کاش آن کارگر خسته ز آلام تلاش
بر لب غمزده اش این همه فریاد نبود
کاش آن تاجر افسون شده از دولت پول
اینچنین بر سر دریای زرش شاد نبود
کاش در حجله ی خوشبختی و آمال وجود
هر فرو مایه و دون مرتبه داماد نبود
کاش
برچسب:
نویسنده: نیما نجفی
تاريخ: سه
شنبه
26 اسفند
1399 ساعت: 3:15